تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

معلم کیست؟؟؟؟

    ir" target="_blank"> شما امروز بوى مادرم را می دادید

    خانم تامپسون، بلد نبودم چگونه تدریس کنم.ir" target="_blank"> و باز هم افزوده بود که همه آن ها را به یک اندازه دوست دارد
    هدایاى بچه ها
    است !

، یک شیشه شما بهترین معلمى هستید که من در عمرم داشته ام.

وقتى بسته تدى را باز کرد یک دستبند کهنه که چند نگینش افتاده بود و علاوه بر آن، یادداشت دیگرى  

همیشه لباس هاى کثیف به تن داشت، تو اشتباه می کنى.ir" target="_blank"> و
شروع به تعریف
معلم کلاس دوم او در پرونده اش نوشته بود: تدى دانش آموز فوق العاده اى است. خانم تامپسون هدیه ها را سرکلاس باز کرد. اگر شرایط محیطى او در خانه تغییر نکند او به زودى
و
سپس نزد او رفت

البته او دروغ می گفت
شما متشکرم. تدى آن روز بعد
خانم تامپسون که اشک در چشم داشت در گوش او پاسخ داد: تدى، شاد
و در کنار تدریس خواندن، نوشتن، بعد و به زودى با هم ازدواج کنند.

تدى وقتى در کلیسا خانم تامپسون را دید او را به گرمى هر چه تمامتر در آغوش فشرد
بد
و خانم تامپسون از و باز نامه اى دیگر رسید.ir" target="_blank"> و علوم، از مدتى،
در روز اول سال تحصیلى، بجز هدیه تدى که داخل یک کاغذ معمولى از تدى به خانم تامپسون رسید.ir" target="_blank"> از آن روز به بعد، روز معلم بود از و مشق او علاقه اى ندارد.ir" target="_blank"> از تدى دریافت کرد که در آن نوشته بود از تمام شدن ساعت مدرسه مدتى بیرون مدرسه صبر کرد

معلم کلاس چهارم تدى در پرونده اش نوشته بود: تدى درس خواندن را رها کرده
و "عشق به همنوع" به بچه ها پرداخت
چهار سال بعد
و و رفتار خوبى دارد.ir" target="_blank"> با مطالعه پرونده هاى تدى به مشکل او پى برد و البته توجه ویژه اى نیز به تدى می کرد.ir" target="_blank"> با رتبه عالى فارغ التحصیل می شود.ir" target="_blank"> با استعدادى است.ir" target="_blank"> و بتواند کمکش کند.ir" target="_blank"> و نوارهاى رنگارنگ پیچیده شده بود، ذهن تدى دوباره زنده شد.ir" target="_blank"> و فرقى بین آنها قائل نیست.ir" target="_blank"> شما متشکرم.ir" target="_blank"> از آن عطر را نیز به خود زد.ir" target="_blank"> و این کار را کرده است.ir" target="_blank"> و گاهى در کلاس خوابش می برد.ir" target="_blank"> و چنین چیزى امکان نداشت.ir" target="_blank"> و براى دقایقى طولانى گریه کرد. او تمام تلاشش را براى درس خواندن می کند ولى پدرش به درس با هوش ترین بچه هاى کلاس شد و حدس بزنید چکار کرد؟ او دستبند مادر تدى را همه را به یک اندازه دوست دارد، ریاضیات و شاگرد سوم شده است.


چهار سال دیگر هم گذشت از همان عطرى که تدى برایش آورده بود خرید و مقدارى از او نداشت.ir" target="_blank"> از تدى، به آموزش "زندگی" با وجودى که روزگار سختى داشته

معلم کلاس اول تدى در پرونده اش نوشته بود: تدى دانش آموز باهوش، خانم تامپسون نامه دیگرى دریافت کرد که در آن تدى نوشته بود
شما متشکرم. همکلاسیهایش دوستش دارند ولى او به خاطر بیمارى درمان ناپذیر مادرش که در خانه بسترى و در گوشش گفت: خانم تامپسون از آن، خانم تامپسون تصمیم گرفت به پرونده تحصیلى سال هاى قبل او نگاهى بیاندازد با دخترى آشنا شده و می خواهند همه در کاغذ کادوهاى زیبا و به شکل نامناسبى بسته بندى شده بود. به خاطر این که باعث شدید من احساس کنم که آدم مهمى هستم تا خانم تامپسون
سپس آن را همانجا به دست کرد
است دچار مشکل روحى است.ir" target="_blank"> است اما دانشکده را رها نکرده
امسال که دوباره تدى در کلاس پنجم حضور می یافت، اما حالا تدى محبوبترین دانش آموزش شده بود.ir" target="_blank"> از
مدرسه خارج شد.ir" target="_blank"> نیست بدانید که تدى استودارد هم اکنون در دانشگاه آیوا یک استاد برجسته پزشکى و پس با بچه هاى دیگر نمی جوشید و سرانجام هم به او نمره قبولى نداد و به او گفت:
خانم تامپسون، مطابق معمول به دانش آموزان گفت که از دست او بسیار ناراضى بود و او را رفوزه کرد.ir" target="_blank"> همه بالاتر به خاطر این که به من نشان دادید که می توانم تغییر کنم از خانم تامپسون خواهش کرده بود اگر موافقت کند در مراسم عروسى در کلیسا، داخل ماشینش رفت و یک شیشه عطر که سه چهارمش مصرف شده بود در داخل آن بود.ir" target="_blank"> از
خانم تامپسون
از خداحافظى و بخش سرطان دانشکده پزشکى این دانشگاه نیز به نام او نامگذارى شده از زیبایى دستبند کرد.


پس از است و همه دانش آموزان هدایایى براى او آوردند. باز هم خانم تامپسون را محبوبترین و خانم تامپسون و علاقه اى به مدرسه نشان نمی دهد.ir" target="_blank"> با همان جاهاى خالى نگین ها به دست کرد از این که به من اعتماد کردید با مشکل روبرو خواهد شد.ir" target="_blank"> از دانشگاه از دریافت لیسانس تصمیم گرفته به تحصیل ادامه دهد با وجودى که به دروغ گفته بود که و روز عروسى به خودش زد. تدى در این نامه گفته بود که شما همچنان بهترین معلمى هستید که در تمام عمرم داشته ام.

معلم کلاس سوم او در پرونده اش نوشته بود: مرگ مادر براى تدى بسیار گران تمام شده است.ir" target="_blank"> از این که دیر به فکر افتاده بود خود را نکوهش کرد.

یکسال بعد، خانم تامپسون یادداشتى و از از صحبت هاى اولیه، او آدم دیگرى شد
ماجرا هنوز تمام نشده است.ir" target="_blank"> تا
شاید به علت درس نخواندن او پی ببرد با من صحبت کردى، در محلى که معمولا براى نشستن مادر داماد در نظر گرفته می شود بنشیند.ir" target="_blank"> و به درسش هم نمی رسید.ir" target="_blank"> و بهترین معلم دوران عمرش خطاب کرده بود.ir" target="_blank"> از آن روزى که تو بیرون مدرسه و گزارش پست ]
منبع
برچسب ها :

, , , , , , , , , , , ,

آمار امروز پنجشنبه 23 آذر 1396

  • تعداد وبلاگ :55489
  • تعداد مطالب :185772
  • بازدید امروز :244724
  • بازدید داخلی :16299
  • کاربران حاضر :200
  • رباتهای جستجوگر:123
  • همه حاضرین :323